سبک های فرزندپروری بامریند چیست؟ معرفی ۴ سبک و تأثیر آنها بر کودک
- 30 آگوست 2026
- مدیر محتوا
- 0
گاهی یک والد برای اینکه کودک قانون را رعایت کند، سختگیری را بیشتر میکند و والد دیگری برای جلوگیری از ناراحتی فرزندش تقریباً هیچ محدودیتی نمیگذارد. هر دو ممکن است نیت خوبی داشته باشند، اما روش برخوردشان با کودک کاملاً متفاوت است. سبک های فرزندپروری بامریند کمک میکنند این تفاوتها را بهتر بشناسیم و ببینیم میزان محبت، پاسخگویی و کنترل والدین چگونه میتواند بر رشد کودک اثر بگذارد.
در این مقاله، به سؤال سبک های فرزندپروری بامریند چیست؟ پلسخ می دهیم و همچنین چهار سبک فرزندپروری را بررسی میکنیم، تفاوت آنها را توضیح داده و مهمتر از همه، میبینیم هر سبک در موقعیتهای واقعی مثل لجبازی، قانونشکنی، درس خواندن و درخواستهای کودک چگونه خودش را نشان میدهد.
سبک فرزندپروری بامریند چیست؟
بامریند کیست؟ دایانا بامریند روانشناس آمریکایی، در دهه ۱۹۶۰ الگوهای متفاوت رفتار والدین با کودکان را بررسی کرد. او بهویژه به دو ویژگی توجه داشت: میزان پاسخگویی والد به نیازهای کودک و میزان توقع و کنترل او.
بر اساس این دیدگاه، والدین فقط از نظر میزان محبت با یکدیگر تفاوت ندارند. ممکن است والد به کودک بسیار محبت کند اما قانون و مرز مشخصی نداشته باشد؛ یا برعکس، قوانین زیادی وضع کند اما نیازهای عاطفی کودک را کمتر در نظر بگیرد.
ترکیب این دو بُعد، به شکلگیری سبکهای متفاوت فرزندپروری منجر میشود.
دو بُعد اصلی در نظریه فرزندپروری بامریند
برای فهم سادهتر این نظریه، دو سؤال را درباره رفتار والد مطرح کنید:
- والد چقدر به نیازها و احساسات کودک پاسخ میدهد؟
- والد چقدر برای رفتار کودک قانون، انتظار و محدودیت تعیین میکند؟
از ترکیب این دو عامل میتوان چهار الگوی کلی را در نظر گرفت:
| سبک فرزندپروری | کنترل و توقع | پاسخگویی والد |
|---|---|---|
| مقتدرانه | زیاد | زیاد |
| مستبدانه | زیاد | کم |
| سهلگیرانه | کم | زیاد |
| بیاعتنا/غفلتورز | کم | کم |
البته این جدول به معنی آن نیست که هر والد همیشه در یک خانه قرار میگیرد. رفتار والدین میتواند با توجه به سن کودک، شرایط خانوادگی، فشار روانی و موقعیت تغییر کند.
۱. سبک فرزندپروری مقتدرانه؛ محبت همراه با مرزبندی
سبک مقتدرانه معمولاً بهعنوان متعادلترین الگو در نظریههای فرزندپروری شناخته میشود. در این سبک، والد هم به نیازهای عاطفی کودک توجه میکند و هم برای رفتار او قوانین مشخصی دارد.
والد مقتدر نمیگوید:
چون من پدر یا مادرت هستم، باید همین کاری را که میگویم انجام بدهی.
در عوض تلاش میکند دلیل قانون را توضیح دهد و در عین حفظ اقتدار، نظر و احساس کودک را هم بشنود.
والد مقتدر در عمل چگونه رفتار میکند؟
فرض کنید کودک میخواهد تا نیمهشب بازی کند.
والد مقتدر ممکن است بگوید:
میفهمم دوست داری بیشتر بازی کنی، ولی وقت خوابه. میتونی پنج دقیقه دیگه بازی رو تموم کنی و بعد بریم برای خواب آماده بشیم.
در اینجا احساس کودک نادیده گرفته نشده، اما قانون هم حذف نشده است.
ویژگیهای اصلی سبک مقتدرانه
آیا والد مقتدر همیشه آرام است؟ خیر. مقتدر بودن به معنی عصبانی نشدن یا اشتباه نکردن نیست. یک والد ممکن است گاهی عصبانی شود، اما تفاوت اصلی در الگوی غالب رفتار اوست.
اگر بعد از یک واکنش تند، والد بتواند اشتباه خود را بپذیرد و شیوه برخوردش را اصلاح کند، این رفتار با الگویی که در آن تهدید، تحقیر و تنبیه دائمی است تفاوت دارد.
۲. سبک فرزندپروری مستبدانه؛ وقتی اطاعت در اولویت است
در سبک فرزندپروری مستبدانه، کنترل و اطاعت اهمیت زیادی دارد، اما پاسخگویی عاطفی معمولاً پایینتر است.
در این سبک، پیام اصلی ممکن است این باشد:
قانون همین است و نیازی نیست دربارهاش سؤال کنی.
والد مستبد معمولاً انتظار دارد کودک بدون بحث و توضیح از دستورات پیروی کند.
چند نشانه رایج سبک مستبدانه
مثال:
فرض کنید نوجوان در امتحان نمره خوبی نگرفته است.
واکنش مستبدانه ممکن است این باشد:
چند بار گفتم درست درس بخون! تا یک ماه حق نداری با دوستات بیرون بری.
در این واکنش، تمرکز اصلی روی مجازات است و فرصتی برای بررسی علت افت تحصیلی ایجاد نمیشود.
یک رویکرد سالمتر این است که ابتدا علت را بررسی کنیم: آیا درس را متوجه نشده؟ برنامه مطالعه نداشته؟ مشکل ارتباطی یا فشار دیگری داشته است؟
آیا قاطعیت با مستبد بودن یکی است؟
خیر. قاطعیت یعنی والد بتواند قانون و پیامد مشخصی تعیین کند.
استبداد یعنی کنترل و اطاعت بدون توجه کافی به نیازها، احساسات و دیدگاه کودک.
مثلاً گفتن «زمان استفاده از تلفن همراه تمام شده و گوشی تا فردا پیش من میماند» میتواند یک مرزبندی روشن باشد. اما تحقیر کودک، تهدید یا ترساندن او بخش ضروری قاطعیت نیست.
۳. سبک فرزندپروری سهلگیرانه؛ محبت زیاد، مرزهای کم
والد سهلگیر معمولاً رابطهای گرم و صمیمی با کودک دارد، اما در تعیین قوانین و اجرای آنها مشکل بیشتری دارد.
این والد ممکن است برای جلوگیری از گریه، دعوا یا ناراحتی کودک، مرتب از تصمیم خود عقبنشینی کند.
مثلاً:
کودک: امروز هم نمیخوام مشق بنویسم.
والد: باشه، فقط امروز.
اگر این اتفاق بارها تکرار شود، کودک یاد میگیرد که با اصرار یا ناراحتی میتواند قانون را تغییر دهد.
ویژگیهای سبک سهلگیرانه
آیا والد سهلگیر به کودک محبت بیشتری میکند؟
لزوماً نه. مسئله، محبت در کنار مرزبندی است.
کودک برای رشد سالم به رابطه عاطفی امن نیاز دارد، اما همزمان باید بهتدریج یاد بگیرد که خواستههایش همیشه قابل اجرا نیستند.
مثلاً کودک میتواند ناراحت شود که نمیتواند خوراکی دیگری بخورد. پذیرش ناراحتی او با تسلیم شدن در برابر خواستهاش یکسان نیست.
والد میتواند بگوید:
میدونم هنوز چیپس میخوای و ناراحتی، ولی امشب دیگه خوراکی نمیخوریم.
این جمله هم احساس کودک را میبیند و هم مرز را حفظ میکند.
۴. سبک فرزندپروری بیاعتنا یا غفلتورز
در سبک فرزندپروری بیاعتنا، هم پاسخگویی عاطفی و هم کنترل و نظارت والد پایین است.
والد ممکن است از نظر فیزیکی در کنار کودک باشد، اما در زندگی عاطفی، تحصیلی یا اجتماعی او مشارکت کمی داشته باشد.
برای مثال، ممکن است والد کمتر بداند کودک با چه کسانی دوست است، در مدرسه چه مشکلی دارد یا چه چیزی باعث نگرانی او شده است.
تفاوت والد بیاعتنا با والد سهلگیر چیست؟
این دو سبک گاهی با هم اشتباه گرفته میشوند. والد سهلگیر معمولاً درگیر کودک است اما مرزبندی کمی دارد.
والد بیاعتنا یا غفلتورز ممکن است هم درگیری عاطفی کمی داشته باشد و هم نظارت و قانونگذاری کمی انجام دهد.
بنابراین اگر والد به کودک محبت زیادی میکند اما در تعیین حد و مرز مشکل دارد، الزاماً نمیتوان او را بیاعتنا دانست.
تأثیر سبک های فرزندپروری بامریند بر کودک چیست؟
سبک فرزندپروری میتواند با جنبههای مختلف رشد کودک ارتباط داشته باشد، اما نباید آن را تنها عامل تعیینکننده شخصیت یا آینده کودک در نظر گرفت.
عواملی مانند ویژگیهای خلقی کودک، وضعیت اقتصادی خانواده، روابط والدین، مدرسه، گروه همسالان و شرایط اجتماعی نیز اهمیت دارند.
با این حال، پژوهشها نشان دادهاند که شیوه تعامل والدین با کودک با پیامدهایی مانند رشد اجتماعی و رفتار کودک ارتباط دارد. در برخی مطالعات، سبک مقتدرانه با پیامدهای سازگارانهتری همراه بوده است.
تأثیر بر اعتمادبهنفس
کودکی که فرصت اظهار نظر دارد و در عین حال مرزهای مشخصی را تجربه میکند، میتواند بهتدریج احساس توانمندی و مسئولیتپذیری بیشتری پیدا کند.
در مقابل، کنترل افراطی ممکن است فرصت تصمیمگیری مستقل را کاهش دهد.
از طرف دیگر، نبود مرز نیز میتواند کودک را در مدیریت رفتار و تحمل ناکامی با مشکل مواجه کند.
تأثیر بر مهارتهای اجتماعی
کودک فقط در مدرسه مهارت اجتماعی یاد نمیگیرد. خانواده اولین محیطی است که در آن مذاکره، حل تعارض، رعایت نوبت، پذیرش محدودیت و بیان احساسات را تمرین میکند.
والدی که با کودک گفتوگو میکند و همزمان حد و مرز دارد، فرصت مناسبی برای تمرین این مهارتها ایجاد میکند.
تأثیر بر استقلال کودک
استقلال با «هر کاری خواستی انجام بده» یکی نیست.
استقلال سالم یعنی کودک بهتدریج بتواند در محدوده متناسب با سن خود انتخاب کند، پیامد تصمیمهایش را بشناسد و مسئولیت بیشتری بر عهده بگیرد.
برای مثال، کودک دبستانی میتواند بین دو لباس انتخاب کند، اما لازم نیست درباره تمام قوانین خانه تصمیم نهایی را بگیرد.
این دستهبندی یک چارچوب نظری است، نه برچسبی برای قضاوت والدین.
ممکن است یک مادر در مسائل مربوط به خواب مقتدرانه عمل کند، در مورد استفاده از موبایل سهلگیر باشد و در زمان خستگی واکنشهایی شبیه سبک مستبدانه نشان دهد.
بنابراین بهتر است به جای اینکه بگوییم «من یک والد سهلگیر هستم»، بپرسیم:
در چه موقعیتهایی رفتار من به سمت سهلگیری، سختگیری یا بیتوجهی میرود؟
چطور بفهمیم سبک فرزندپروری ما چیست؟
برای شناخت سبک فرزندپروری خود، به چند موقعیت واقعی فکر کنید.
وقتی کودک قانون را رعایت نمیکند چه میکنید؟
اگر معمولاً بدون توضیح تنبیه میکنید، احتمالاً مؤلفه کنترل در رفتار شما پررنگ است.
اگر تقریباً همیشه کوتاه میآیید، ممکن است مرزبندی کافی وجود نداشته باشد.
اگر نه قانون مشخصی دارید و نه پیگیر وضعیت کودک هستید، باید میزان مشارکت خود را بررسی کنید.
وقتی کودک ناراحت میشود چه واکنشی دارید؟
یک سؤال مهم این است:
آیا برای اینکه کودک ناراحت نشود، قانون را تغییر میدهم؟
اگر پاسخ اغلب «بله» باشد، ممکن است در مرزبندی مشکل داشته باشید.
در مقابل، اگر احساسات کودک را دائماً بیاهمیت بدانید، احتمالاً پاسخگویی عاطفی نیاز به تقویت دارد.
آیا قوانین خانه ثابت هستند؟
قانونی که امروز جدی است و فردا بدون دلیل کنار گذاشته میشود، برای کودک قابل پیشبینی نیست.
ثبات به این معنی نیست که هیچوقت قانون تغییر نکند. بلکه کودک بداند چه چیزی از او انتظار میرود و در صورت تغییر شرایط، دلیل تغییر را بفهمد.
بستههای آموزشی با تمرکز بر فرزندپروری مبتنی بر طرحواره به والدین کمک میکنند الگوهای فکری و رفتاری خود را بهتر بشناسند و تأثیر آنها بر رابطه با کودک را بررسی کنند. در این رویکرد، والد میآموزد چگونه در کنار تعیین مرزهای سالم، به نیازهای عاطفی کودک نیز پاسخ مناسبتری بدهد و از تکرار الگوهای ناسالم در فرزندپروری جلوگیری کند.
چطور سبک فرزندپروری مقتدرانه را در زندگی روزمره اجرا کنیم؟
اگر بخواهیم نظریه بامریند را به توصیهای عملی تبدیل کنیم، میتوان از یک فرمول ساده استفاده کرد:
احساس کودک را بپذیر + قانون را روشن بیان کن + پیامد منطقی را اجرا کن.
مثلاً کودک نمیخواهد اسباببازیهایش را جمع کند.
به جای:
اگر جمع نکنی، همه اسباببازیهات رو میریزم دور.
میتوان گفت:
میدونم الان حوصله جمع کردن نداری. ولی قبل از شام باید وسایل جمع بشن. خودت میخوای اول ماشینها رو جمع کنی یا لگوها رو؟
در این مثال، کودک حق انتخاب محدودی دارد، اما اصل قانون قابل مذاکره نیست.
برای کودک خردسال، قانونها را کوتاه و مشخص کنید
کودک خردسال با توضیحات طولانی بهتر تربیت نمیشود.
به جای:
چند بار باید بهت بگم که وقتی مهمون داریم نباید اینطوری رفتار کنی؟
بگویید:
وقتی مهمون داریم، با صدای آروم صحبت میکنیم.
به جای تنبیه، پیامد منطقی تعیین کنید
پیامد باید تا حد امکان با رفتار کودک ارتباط داشته باشد.
مثلاً اگر کودک عمداً مدادهایش را پرت میکند، میتوان مدادها را برای مدتی کنار گذاشت و بعد درباره نحوه استفاده از آنها صحبت کرد.
هدف از پیامد، صرفاً ناراحت کردن کودک نیست؛ هدف این است که رابطه بین رفتار و نتیجه آن را یاد بگیرد.
به کودک اجازه انتخاب بدهید
انتخابهای کوچک، استقلال را تقویت میکنند.
مثلاً:
اول حمام میری یا اول لباس خوابت رو میپوشی؟
این روش با دادن اختیار کامل تفاوت دارد. والد همچنان چارچوب را تعیین کرده است.
اشتباهات رایج در برداشت از سبک های فرزندپروری بامریند
اشتباه اول: مقتدرانه را با سختگیرانه اشتباه بگیریم
والد مقتدر قانون دارد، اما قانون تنها ابزار او نیست. گفتوگو، حمایت و توجه به نیاز کودک نیز بخش مهمی از این سبک است.
اشتباه دوم: سهلگیری را با محبت اشتباه بگیریم
محبت به کودک به معنای برآورده کردن همه خواستههای او نیست.
گاهی گفتن «نه» بخشی از مراقبت است.
اشتباه سوم: تصور کنیم کودک باید همیشه خوشحال باشد
کودک باید فرصت تجربه احساساتی مانند ناراحتی، خشم و ناامیدی را هم داشته باشد.
نقش والد این نیست که هر احساس ناخوشایندی را حذف کند؛ بلکه باید به کودک کمک کند آن احساس را بشناسد و مدیریت کند.
اشتباه چهارم: برچسب زدن به والدین
نظریههای سبک فرزندپروری برای شناخت الگوهای رفتاری هستند، نه برای متهم کردن والدین.
اگر کسی متوجه شود در برخی موقعیتها بیش از حد سختگیر یا سهلگیر است، این شناخت میتواند نقطه شروع تغییر باشد.
آیا بهترین سبک فرزندپروری برای همه کودکان یکسان است؟
نمیتوان گفت یک روش ثابت برای تمام کودکان و تمام خانوادهها مناسب است.
سن کودک، خلقوخو، نیازهای رشدی، شرایط خانوادگی و حتی نوع مسئلهای که با آن مواجه هستیم اهمیت دارد.
برای مثال، میزان آزادی مناسب برای یک کودک چهار ساله با یک نوجوان ۱۵ ساله یکسان نیست.
با این حال، در چارچوب مدل بامریند، ترکیب پاسخگویی عاطفی بالا با انتظارات و مرزهای مشخص معمولاً بهعنوان ویژگی کلیدی سبک مقتدرانه مطرح میشود.
جمعبندی
سبکهای فرزندپروری بامریند چهار الگوی مقتدرانه، مستبدانه، سهلگیرانه و بیاعتنا را معرفی میکنند که تفاوت آنها بیشتر در میزان محبت، پاسخگویی و کنترل والدین است.
فرزندپروری سالم به معنای کنترل کامل کودک نیست؛ بلکه ایجاد تعادل میان رابطه عاطفی امن، مرزهای روشن و آموزش مسئولیتپذیری و تنظیم هیجان است.
برای آشنایی بیشتر با اصول فرزندپروری و رابطه والد و کودک، میتوانید مطالب وبسایت دکتر آناهید خطیبزاده را نیز دنبال کنید و یا برای دریافت مشاوره با شماره تماسهای درج شده وقت بگیرید.

